شیخ بهایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 11

1. نگشود مرا ز یاریت کار

2. دست از دلم ای رفیق! بردار

3. گرد رخ من، ز خاک آن کوست

4. ناشسته مرا به خاک بسپار

5. رندیست ره سلامت ای دل!

6. من کرده‌ام استخاره، صد بار

7. سجادهٔ زهد من، که آمد

8. خالی از عیب و عاری از عار

9. پودش، همگی ز تار چنگ است

10. تارش، همگی ز پود زنار

11. خالی شده کوی دوست از دوست

12. از بام و درش، چه پرسی اخبار؟

13. کز غیر صدا جواب ناید

14. هرچند کنی سؤال تکرار

15. گر می‌پرسی: کجاست دلدار؟

16. آید ز صدا: کجاست دلدار؟

17. از بهر فریب خلق، دامی است

18. هان! تا نشوی بدان گرفتار

19. افسوس که تقوی بهائی

20. شد شهره به رندی آخر کار


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
* هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی
شعر کامل
جامی
* گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان
* بلا بگردد و کام هزارساله برآید
شعر کامل
حافظ
* شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفد
* که قطره قطره خونش به ناردان ماند
شعر کامل
سعدی