عراقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 146

1. بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

2. درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

3. به لطف صید کنی صدهزار دل هر دم

4. ولی نگاه نداری تو خود دل غمناک

5. کدام دل که به خون در نمی‌کشد دامن؟

6. کدام جان که نکرد از غمت گریبان چاک؟

7. دل مرا، که به هر حال صید لاغر توست

8. چو می کشیش، میفگن، ببند بر فتراک

9. کنون اگر نرسی، کی رسی به فریادم؟

10. مرا که جان به لب آمد کجا برم تریاک؟

11. دلم که آینه‌ای شد، چرا نمی‌تابد

12. درو رخ تو؟ همانا که نیست آینه پاک

13. چو آفتاب بهر ذره می‌نماید رخ

14. ولیک چشم عراقی نمی‌کند ادراک


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز رنگ آمیزی باد خزانی
* چو شد برگ درختان زعفرانی
شعر کامل
وحشی بافقی
* ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
* که بی وجود شریفت جهان نمی‌بینم
شعر کامل
سعدی
* آن دست و آن زبان که درو نیست نفع خلق
* جز چون زبان سوسن و دست چنار نیست
شعر کامل
سنایی