سخن بزرگان
بزرگى آفريننده در انديشه‌ات، آفريده را خُرد مى‌نماياند در ديده‌ات.
امام علی (علیه السلام)

حافظ_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 349

1. دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

2. گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم

3. قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشم

4. دوستان از راست می‌رنجد نگارم چون کنم

5. نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار

6. عشوه‌ای فرمای تا من طبع را موزون کنم

7. زردرویی می‌کشم زان طبع نازک بی‌گناه

8. ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم

9. ای نسیم منزل لیلی خدا را تا به کی

10. ربع را برهم زنم اطلال را جیحون کنم

11. من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست

12. صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

13. ای مه صاحب قران از بنده حافظ یاد کن

14. تا دعای دولت آن حسن روزافزون کنم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گل چه داند که درد بلبل چیست؟
* او همین کار رنگ و بو داند
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
* که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
شعر کامل
حافظ
* گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
* گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
شعر کامل
حافظ