مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2299

1. سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده

2. فسونگرم می‌خوانی حکایت‌های شوریده

3. به دم در چرخ می‌آری فلک‌ها را و گردون را

4. چه باشد پیش افسونت یکی ادراک پوسیده

5. گناه هر دو عالم را به یک توبه فروشویی

6. چرایی زلت ما را تو در انگشت پیچیده

7. تو را هر گوشه ایوبی به هر اطراف یعقوبی

8. شکسته عشق درهاشان قماش از خانه دزدیده

9. خرامان شو به گورستان ندایی کن بدان بستان

10. که خیز ای مرده کهنه برقص ای جسم ریزیده

11. همان دم جمله گورستان شود چون شهر آبادان

12. همه رقصان همه شادان قضا از جمله گردیده

13. گزافه این نمی‌لافم خیالی بر نمی‌بافم

14. که صد ره دیده‌ام این را نمی‌گویم ز نادیده

15. کسی کز خلق می‌گوید که من بگریختم رفتم

16. صدق گو گر گریبانش پس پشت است بدریده

17. خمش کن بشنو ای ناطق غم معشوق با عاشق

18. که تا طالب بود جویان بود مطلب ستیزیده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به خاک پای تو سوگند و جان زنده دلان
* که من به پای تو در مردن آرزومندم
شعر کامل
سعدی
* حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
* جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
شعر کامل
سعدی
* دانه دل را تو پامال علایق کرده ای
* ورنه خرمن ها ازین یک دانه می آید برون
شعر کامل
صائب تبریزی