اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 247

1. او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد

2. ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد

3. نی، چه باک از نالهٔ من لاله‌رویی را؟ که صد پی

4. همچو گل برگریهٔ شبگیر من خندیده باشد

5. ماه گردون از برای گرد خاک آستانش

6. ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد

7. گفتمش: بر روی خاک‌آلود من نه پای، گفتا:

8. چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟

9. بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته

10. پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد

11. او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم

12. همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد

13. اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت

14. کرده باشد گوش، می‌دانم که نپسندیده باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
* مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
شعر کامل
مولوی
* کی توانستی ز شور عندلیبان خواب کرد؟
* از شکوفه گر نبودی پنبه در گوش بهار
شعر کامل
صائب تبریزی
* امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
* تو خوب تر ز ماهی، من اشتباه کردم
شعر کامل
فروغی بسطامی