رهی معیری_دیوانغزل ها-جلد اول (فهرست)

شمارهٔ 11-دل زاری که من دارم

1. نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم

2. به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم

3. و گر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری

4. دلازاری دگر جوید دل زاری که من دارم

5. به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او

6. ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم

7. گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر

8. بکوی دلفریبان این بود کاری که من دارم

9. دل رنجور من از سینه هر دم می رود سویی

10. ز بستر می گریزد طفل بیماری که من دارم

11. ز پند همنشین درد جگر سوزم فزونتر شد

12. هلاکم می کند آخر پرستاری که من دارم

13. رهی آنمه بسوی من بچشم دیگران بیند

14. نداند قیمت یوسف خریداری که من دارم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کنون کوه و بیابانرا نبات از عودتر باشد
* کنون شاخ درختانرا لباس از پرنیان باشد
شعر کامل
فرخی سیستانی
* منم آن قمری نالان که از بس سنگ بیدادم
* زدند از هر طرف از باغت ای سرو روان رفتم
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* سلامی چو بوی خوش آشنایی
* بدان مردم دیده روشنایی
شعر کامل
حافظ