صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2814

1. دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد

2. که مار از امتداد روزگاران اژدها گردد

3. زخورشید سبکسیرست نعل سایه در آتش

4. زهی غافل که شاد از سایه بال هما گردد

5. نقاب چهره امید باشد گرد نومیدی

6. غبار دیده یعقوب آخر توتیا گردد

7. پشیمانی ندارد جان به آن جان جهان دادن

8. یکی صد می شود آن زر که صرف کیمیا گردد

9. نیم نومید از جذب محبت با گرانجانی

10. که آهن صاحب بال و پر از آهن ربا گردد

11. نگاه آشنا، چشم از حجاب آلوده ای دارم

12. که رنگ می به رویش پرده شرم و حیا گردد

13. به پایان چون برم این راه بی انجام را صائب؟

14. که آتش زیر پایم از گرانخوابی حنا گردد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بکوبید دهل‌ها و دگر هیچ مگویید
* چه جای دل و عقلست که جان نیز رمیده‌ست
شعر کامل
مولوی
* می توان کردن به نرمی راه در دلهای سخت
* رشته از همواری خود غوطه در گوهر زده است
شعر کامل
صائب تبریزی
* دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره
* هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد
شعر کامل
هلالی جغتایی