صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4777

1. دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز

2. از پری شیشه گرانبار نگردد هرگز

3. به پریشان نفسان راه سخن گر ندهد

4. قسمت آینه زنگار نگردد هرگز

5. تشنه حسن بود دیده حیرت زدگان

6. سیر آیینه ز دیدار نگردد هرگز

7. چه کند دل، نکند شکوه ازین سنگدلان ؟

8. سیل خاموش به کهسار نگردد هرگز

9. مزه هوش جز انگشت پشیمانی نیست

10. مست خوب است که هشیار نگردد هرگز

11. مکن از فقر شکایت که شکر خواب حضور

12. جمع با دولت بیدار نگردد هرگز

13. چون کف دست، بیابان جنون هموارست

14. راه عقل است که هموار نگردد هرگز

15. شبنم از باغ به یک چشم زدن بیرون رفت

16. که سبکروح به دل بار نگردد هرگز

17. کف بی مغز بلنگر نکند دریا را

18. شور پوشیده به دستار نگردد هرگز

19. می خلد در دل نظارگیان چون نشتر

20. رگ ابری که گهر بار نگردد هرگز

21. سخن سخت گران نیست به سودازدگان

22. سیل دلگیر ز کهسار نگردد هرگز

23. صائب آزاده روانند ز غم فارغبال

24. قامت سرو خم از بار نگردد هرگز


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
* رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
شعر کامل
حافظ
* می کند باد صبا هر روز پیش از آفتاب
* مصحف خلق ترا از بوی گل تفسیرها
شعر کامل
صائب تبریزی
* عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد
* که عشق موجب شوقست و خمر علت مستی
شعر کامل
سعدی