صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 5280

1. گر چه از دریا به ظاهر چون گهر بگسسته ام

2. ازره پنهان به آن روشن روان پیوسته ام

3. در سرانجام جهان از بی دماغیهای من

4. می توان دانست دل بر جای دیگر بسته ام

5. چون شود مانع مرا از سیر زنجیر جنون

6. من که از بند فرنگ عقل بیرون جسته ام

7. آشنا جویان عالم خویش را گم کرده اند

8. فارغم از آشنایان تا به خود پیوسته ام

9. در شکست کشتی من موج خونخواری شده است

10. هر لب نانی که بر خوان فلک بشکسته ام

11. گر چه عالم منتظم از فکر باریک من است

12. درنظر بیقدرتر از رشته گلدسته ام

13. بگذرانم چون سلام آشنایی را ز خود

14. از دهان شیر پندارم مسلم جسته ام

15. می شمارد عشق صائب از تن آسانان مرا

16. گر چه از درد طلب هرگز ز پا ننشسته ام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* راه هفتاد و دو ملت می شود اینجا یکی
* زینهار ای طالب حق از در دل نگذری
شعر کامل
صائب تبریزی
* گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
* کان شوخ سربریده بند زبان ندارد
شعر کامل
حافظ
* حریف مجلس ما خود همیشه دل می‌برد
* علی الخصوص که پیرایه‌ای بر او بستند
شعر کامل
سعدی