شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 472

1. دیدهٔ ما چو روی او بیند

2. بد نبیند همه نکو بیند

3. چشم ما آب در نظر دارد

4. غرق بحر است سو به سو بیند

5. عاشقانه در آینه نگرد

6. خود و معشوق روبرو بیند

7. دیگری می خورد نبیند جام

8. بنده می‌نوشد و سبو بیند

9. لیس فی الدار غیره دیّار

10. احول است آن یکی به دو بیند

11. دیده روشن به نور اوست مدام

12. نور رویش به نور او بیند

13. رشته یکتو است ای برادر من

14. نعمت‌الله کجا دو تو بیند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* می‌سوزم و می‌سازم از آن روی که چون عود
* کار من دلسوخته از سوز بسازست
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* به هیچ جا نرسد هرکه همتش پست است
* پرشکسته خس وخار آشیانه شود
شعر کامل
صائب تبریزی
* سزای خدمت شایسته است لطف چه منت
* ز خدمتم خجل و حقگزار خدمت خویشم
شعر کامل
وحشی بافقی