ابن حسام خوسفی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 155

1. دل را حضور نیست دمی بی حضور او

2. خرم دلی که شاد بود با سرور او

3. پویندگان وادی ایمن توقُّفی

4. باشد که لمعه ای بدرخشید ز نور او

5. سالک به اهتمام ارادت وصال یافت

6. موسی و ذرّه ای ز تجلّی و طور او

7. درس زبور عشق به عشّاق می دهند

8. داوود را ترنّم زیر زبور او

9. آن را که در بهشت لقا وعده کرده اند

10. او را چه التفات به حور و قصور او

11. اسرار دنیوی چه متاعیست پر غرور

12. هان تا مگر نفریبد غرور او

13. ابن حسام تا نشوی ملتغت به غیر

14. پرهیز کن ز آتش قهر غیور او


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر چه لبم نامه سربسته ای است
* نامه واکرده بود رنگ من
شعر کامل
صائب تبریزی
* روزگاریست که سودای بتان دین من است
* غم این کار نشاط دل غمگین من است
شعر کامل
حافظ
* همیشه نرگس مست تو را بیمار می‌بینم
* ولی در عین بیماریش مردم‌دار می‌بینم
شعر کامل
سلمان ساوجی