صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1528

1. هر که از قافله کعبه جدا افتاده است

2. کارش از راهنمایان به خدا افتاده است

3. رهبر حق طلبان روشنی راه بس است

4. ساده لوح آن که پی راهنما افتاده است

5. به دلیل غلط آن کس که زند لاف وصول

6. بسته چشمی است که در چه به عصا افتاده است

7. سرنوشت دو جهان ابجد طفلانه اوست

8. هر که را آینه دل به صفا افتاده است

9. آن حبابم که درین بحر ز بی مغزی ها

10. عقده در کار من از کسب هوا افتاده است

11. حذر از سایه خود می کنم از بیم زوال

12. سایه تا بر سرم از بال هما افتاده است

13. من نه آنم که کنم راز محبت را فاش

14. صفحه روی تو اندیشه نما افتاده است

15. دل معنی بود از نازکی لفظم خون

16. همچو می، شیشه من هوش ربا افتاده است

17. گر کند عار ز نزدیکی ما حسن غیور

18. عینک دیده ما دورنما افتاده است

19. تا به خشک و تر ازین دایره قانع شده ایم

20. بحر و کان از دل و از دیده ما افتاده است

21. سبزی بخت بود شمع سر بالینش

22. هر که در سایه سرو تو ز پا افتاده است

23. ادب عشق مرا مهر دهن گردیده است

24. ورنه لعل لب تو بوسه ربا افتاده است

25. حلقه در گوش کشد شیردلان را صائب

26. هر که در حلقه مردان خدا افتاده است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
* خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
شعر کامل
حافظ
* چنان در قید مهرت پای بندم
* که گویی آهوی سر در کمندم
شعر کامل
سعدی
* عتاب و لطف ز ابروی گلرخان پیداست
* صفای هر چمن از روی باغبان پیداست
شعر کامل
صائب تبریزی