شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 319

1. دُرد دردش دوای جان منست

2. خوش دوائی برای جان منست

3. جان من تاگدای حضرت اوست

4. شاه عالم گدای جان منست

5. آن هوائی که روح می بخشد

6. نفسی از هوای جان منست

7. بحر ما را کرانه پیدا نیست

8. انتها انتهای جان من است

9. من ز خود فانی و به او باقی

10. این بقا از فنای جان منست

11. به جفا رو نپیچم از در او

12. جاودان این وفای جان منست

13. دل به غیرش اگر کند میلی

14. نزد سید بلای جان منست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن گل که هر دم در دست بادیست
* گو شرم بادش از عندلیبان
شعر کامل
حافظ
* درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
* نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
شعر کامل
حافظ
* مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
* اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
شعر کامل
مولوی